کرامات اخلاقی حضرت سجاد(15)-بیم و امید
هوالحق
مرحوم شيخ طوسى رحمة اللّه عليه در كتاب خود آورده است :
روزى شخصى بر امام سجّاد زين العابدين عليه السّلام وارد شد و عرضه داشت : اى پسر رسول خدا! شب را چگونه و در چه حالتى سپرى نمودى ؟
و اكنون در چه حالتى هستى ؟
حضرت در پاسخ چنين اظهار نمود: شب را گذراندم و هم اكنون در حالتى مى باشم كه هشت چيز به دنبال من مى باشند و مرا مى طلبند:
1 خداوند متعال ، كه از من اطاعت و اجراء دستورات و انجام واجبات و وظايف را مى طلبد.
2 پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، كه انجام مستحبّات و كارهاى پسنديده را از من مى طلبد.
3 عائله و خانواده ام ، كه از من نفقه و مايحتاج زندگى خود را درخواست دارند.
4 هواى نفس ، كه آرزوى رسيدن به خواسته هاى خود را دارد.
5 شيطان ، كه مى خواهد مرا مطيع و فرمان بر خويش قرار دهد.
6 دو ملك ماءمور الهى ، كه در همه جا و همه حالات همراه من هستند و از من صداقت و درستكارى مى خواهند.
7 ملك الموت و عزرائيل است ، كه هر لحظه ممكن است روح و جان مرا بگيرد.
8 و در نهايت قبر است ، كه در انتظار دريافت و تحويل بدن و جسم من به درون خود مى باشد.
سپس امام عليه السّلام افزود: اكنون حال كسى كه در چنين حالات و در مقابل چنين طلبكارانى قرار گرفته است ، چگونه مى تواند باشد.
منبع: اءعيان الشّيعة : ج 1، ص 645
سلوک سجادیه همان سلوک قرآن است در آینه زین العابدین و به خواست خدا آمده ایم تا گوشه ای از شیوه زندگی و سلوک امام چهارم شیعیان، آن پیر پیران، پیشوای عارفان و سید ساجدان را بررسی کنیم. باشد که قدمی در راه رضای دوست برداشته باشیم.