هوالحق

آن پاكي روح فاطمه از عشق است

آن لطف و صفاي فاطمه از عشق است

او دختر غمديده بي مادر بود

وآن ام ابيها كه شده از عشق است

چون تير بلا به پاي پيغمبر ديد

چون ابر بهاري كه شده از عشق است

آنكو به جهان قرين حيدر گشته

آن نور علي نور، شده از عشق است

زهرا و بتول و فاطمه، مرضيه اوست

آن باطن اسماء همه از عشق است

شبها به عبادت رخ زردش تا صبح

در ذكر خدا فنا شده از عشق است

چون گفت كه همسايه مقدم داريد

مفهوم دعاي فاطمه از عشق است

مبناي تولد جهان فاطمه بود

آن سر دو عالم كه شده از عشق است

اسرار شريعت و طريقت همه اوست

وآن نور حقيقت كه شده از عشق است

روزي اگرم نظر به ديدار افتد

هر گونه سخن ز ما شده از عشق است

يا علي مدد-بنده فقير