پاسخ به آقا بهروز در مورد پست قبلی
هوالحق
ایراد مطرح شده:
سلام
جالب است که شما فقط از منابعی استفاده می کنید که توسط تفکر خاصی نوشته شده.
در مورد مطلب شما جا دارد چند نکته را عارض شوم:
1- شخصیت امام سجاد (ع) در اینجا شبیه یک عارف نیست بلکه مثل یک آخوند دو آتیشه در رعایت مسائل ظاهری شریعت که اهل عرفان سالهاست که از این پله صعود کرده اند و علاوه بر مسائل ظاهری به مسائل باطنی نیز گرویده اند.
2- شبلی یکی از عرفای بزرگ بوده و از شاگردان منصور حلاج (قرن 2 و3 )و معاصر با او . پس اولا معاصر امام سجاد (ع) نیست و ثانیا نگارنده کتاب بیشتر به عناد خود به عرفا فکر می کرده تا معاصر بودن شبلی و امام(ع).
البته حمله به شبلی فقط جنگ و عناد با عرفا نیست بلکه حمله غیر مستقیم به شخصیت استوار منصور حلاج نیز هست.
در هر صورت این نظر شخصی بنده است و از شما دوست و برادر گرامی تقاضا دارم در نقل مطالب از این منابع که صحت آنها معلوم نیست کمی بیشتر تامل کرده و مطالبی که دارای مفهوم و ارزش معنوی باشد ذکر کنید چون با عرض پوزش این مطلب اخیر شما غیر از مسائل سیاسی در مورد عرفا بار معنوی مناسبی هم ندارد
ان شا الله که این جسارت حقیر را ببخشید و به دل نگیرید.
روی سخنم با شما نیست
یا حق
پاسخ-
سلام علیکم
اولا اینکه شما فرموده اید امام سجاد علیه السلام مانند آخوندهای دو آتیشه فقط به ظاهر توجه کرده اند کاملا در اشتباهید و معلوم است متن را درست نخوانده اید زیرا تمام متن اشاره به باطن اعمال دارد و از اعمال فقط ظاهری نهی شده است.
ثانیا اینکه هر گردی گردو نیست و فقط یک شبلی که نبوده است.
ثالثا اگر بگیریم که همان شبلی هم بوده باز هم این قضیه می تواند درست باشد چون خود حضرت شبلی که از اول عارف نبوده و مطمئنا مراحل سلوک را طی کرده است. و این می تواند در ابتدای راه او بوده باشد.
رابعا شما خود بهتر می دانید که گاها لحن عرفا در برخورد با شاگردانشان تند بوده که تحولی در آنها ایجاد کنند.
یا علی مدد

سلوک سجادیه همان سلوک قرآن است در آینه زین العابدین و به خواست خدا آمده ایم تا گوشه ای از شیوه زندگی و سلوک امام چهارم شیعیان، آن پیر پیران، پیشوای عارفان و سید ساجدان را بررسی کنیم. باشد که قدمی در راه رضای دوست برداشته باشیم.