دست نوشته(1)
هو الحق
آواز سر میدهم برای تو ای عشق! مستی میکنم بپای تو ای عشق! غوغای عالم امکان در هوای تو ای عشق!
ای برترین ساجدین!ای تک ستاره آسمان عابدین! و ای خالص ترین خالصین!
عطر ما از برکت بوی شماست جنت الماوای ما روی شماست
التیام زخم بی درمان تویی نهر جاری بر لب عطشان تویی
بر سر زخم درون مرهم تویی آفت هرز گنه را سم تویی
و تو تمام حجت من برای مسلمانی هستی!
عارفان را جامهای جم تویی سالکین را ناله های غم تویی
نام تو تفسیر بر قرآن من ذکر تو سجاده ایمان من
لیله القدرم شب میلاد توست عید فطرم در نگاه شاد توست
از غدیرم نام تو آید به گوش در رهت قربان کنم جان خموش
و ای خواجه خواهم که غلامت شوم و در جوارت به حضرت هو خدمت کنم!
کاش من خاک کف نعلین پاهایت شوم کاش من مهر نماز عشق شبهایت شوم
در درونم عشق تو فریادها سر میدهد کاش با هویی قرین ذکر لبهایت شوم
بندگی را ختم کردی بر جمال روی دوست کاش من عبد و غلام روی زیبایت شوم
از جلال یار ترسیدی و شوقت بر جمال کاش من مست خراباتی صهبایت شوم
نور را معنا تو هستی از پس خورشید ذات کاش من روشن ز انوار مصفایت شوم
سجده از نام تو میبالد بسوی ما سوی کاش من مستور نام حلقه آرایت شوم
روزها طی میکنم سرگشته ام با این امید کاش من همراه جاویدان غمهایت شوم
و مولا اگر اجازه دهی میخواهم گوشه ای هر چند ناچیز از عظمتت را آشکار کنم!
سلوک سجادیه همان سلوک قرآن است در آینه زین العابدین و به خواست خدا آمده ایم تا گوشه ای از شیوه زندگی و سلوک امام چهارم شیعیان، آن پیر پیران، پیشوای عارفان و سید ساجدان را بررسی کنیم. باشد که قدمی در راه رضای دوست برداشته باشیم.